دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

370

تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )

بيرونى هشت مجردى موجود است كه به ترتيب براى گنبدهاى درونى و بيرونى ، نشيمن ايجاد كرده است . نظام طاقبندى به كار رفته در گنبدخانه دست چپ همان نظام طاقبندى آرامگاه بايسنقر در هرات است ( لوحه 28 ، تصوير 4 ) . قطر گنبد با استفاده از قوسهاى متقاطع كه از جوانب طاقچه‌هاى پايانه‌اى سربرآورده ، تا حد پهناى گنبد كاهش يافته است . تويزه‌هاى كمكى ، لچكىهاى « بادبادك » گونه ويژه‌اى را مثل آرامگاه بايسنقر شكل داده است . اين عمارت بىترديد از دستاوردهاى معمارى استاد قوام‌الدّين است . مدرسه غياثيه از آن شافعيان بود و بيست حجره آن در مقايسه با معيارهاى مدارس ماوراءالنهر ، متوسط است . ديتس ( Diez ) كه بحث مبسوطى دربارهء اين مدرسه منتشر ساخته به سيستم آب و هواى موسمى آن توجهى بايسته كرده است . در اين مدرسه همانند عمارات بومى ديگر ، بخشهايى به فصل تابستان و بخشهايى هم به فصل زمستان اختصاص داده شده است . بخشهاى سمت شمالى مخصوص تابستان و بخشهاى سمت جنوبى ويژه زمستان است . اين عامل نظام طاقبندى دو گنبدخانه را در مزغل از يكديگر متمايز ساخته و ابعاد كوچكتر گنبد دست چپ طورى ساخته شده كه از نفوذ سرما جلوگيرى به عمل مىآورد . بيشتر فعاليتهاى بناسازى دوران سلطنت شاهرخ در توسعه مجتمع‌هاى زيارتگاهى متمركز شد . مسجد گوهرشاد در مشهد به گروهى از عمارات موجود ضميمه شد كه در پيرامون گنبد اصلى آرامگاه پديد آمده بودند و اين مسجد در كنار بقاياى آرامگاه امام هشتم ( ع ) ايجاد شد . ساير مجتمع‌هاى زيارتگاهى خراسان نيز در پيرامون مزار عرفايى پديد آمد كه روباز رها شده بودند و پوشش معمارى نداشتند . شايد اين عمل بر اثر ممنوعيت ايجاد هر نوع بناى تدفينى در اسلام بوده است . با وجوداين ، به نظر مىرسد كه اين موانع موجب نشده تا اين نوع زيارتگاهها تزيين و آرايش نيابد و در جوار قبر اولياء بناهاى باشكوهى ايجاد نشود . از مهمترين مجتمع‌هاى زيارتگاهى مزار عارف سده پنجم / يازدهم ، خواجه عبد الله انصارى در روستاى گازرگاه در دامنه شمالى شهر هرات است . ليزا گولومبك مطالعه مفصلى درباره اين آرامگاه انجام داده و در آن نه فقط تحليلى استادانه از اين عمارت به عمل آورده بلكه شرحى درخشان هم از كردار و رفتار مذهبى آن پيش‌رو نهاده است . گولومبك را اعتقاد براينست كه زيارتگاه گازرگاه نوعى حظيره است . اين اصطلاح ( « محوطه و چهارديوارى » ) درست به محوطه قبر خواجه عبد الله اطلاق مىشود كه بر روى سكويى ايجاد شده و با طارمى چوبى يا سنگى محصور گشته ، امّا در دورهء تيمورى گسترش يافته و بناها و عمارات فرعى را كه لازمه داشتن